تبليغاتX
فتوحات - مخالفت فتوحات خلفا با قرآن و سیره 1

مخالفت فتوحات با سیره پیامبر اعظم

همانطور که قبلا گفتیم فتوحات خلفا یک کار کاملا خودسرانه و سیاسی بود و اصلا برای گسترش اسلام نبوده در ضمن اهل بیت نیز هیچ گاه از فتوحات دفاع نکردند .

حال می خواهیم به این مسئله بپردازیم که فتوحات خلفا با قرآن و سیره پیامبر هم مخالف بوده و هیچگاه حمله برای دیگران به قصد مسلمان شدنشان کار مورد تاییدی نبوده نه از دیدگاه قرآن و نه از دید سیره پیامبر .

اگر تاریخ و سیره پیامبر را اندکی مورد بررسی قرار دهیم خواهیم دید که آن حضرت هیچگاه ابدا به جنگ نکردند و همیشه در حالت دفاع  و یا دفع فتنه به جنگ می پرداختند .

در تمام تاریخ حیات مبارک پیامبر اسلام جایی ندیده ایم که ایشان به قومی حمله کنند و بگویند یا مسلمان می شوید یا همه شما را می  کشیم و اساسا چنین کاری خود مخالف رسالت آن حضرت و آموخته های قرآن است .

حتی جنگهایی هم که مورد اشکال است و عده ای از این باب شبهه پراکنی می کنند نیز جنگهای ابتدایی و تهاجمی نبوده .

 برای مثال جنگ بدر که اولین تجربه جنگی بود ، اصلا قصد جنگ در میان نبود بلکه هدف باز پس گرفتن اموال بود و ماجرا این بود که مهاجرین ( از جمله وجود مبارک پیامبر اسلام ) هنگامی که از مکه هجرت می کردند و به مدینه می رفتند اموالشان در مکه مصادره می شد و پیامبر نیز برای باز پس گرفتن اموال مهاجرین به سوی کاروان قریش در بدر حرکت کردند و اصلا قرار جنگی در بین نبود لذا بسیاری از افراد حتی شمشیر نیز به همراه خود نبرده بودند . اما کاروان قریش هنگامی که ( توسط اخبار منافقان مدینه ) از آمدن پیامبر آگاه شد فکر کرد پای جنگ در میان است و از مکه در خواست نیروی کمکی کرد و با آمدن آنان جنگ درگرفت .

از دیگر جنگهای آن حضرت جنگ با گروه های یهود بود اما این جنگها هم هرگز جنگ عقیده نبود بلکه یهود به خاطر پیمان شکنی های مکرر و ایجاد فتنه و اینکه قصد ترور پیامبر را داشتند وارد درگیری شدند .

نکته جالب اینجاست که پیامبر هنگامی که وارد مدینه شدند  نه تنها با یهودیان مشکلی نداشتند بلکه پیمانها و قرار دادهای بسیاری را برای همزیستی مسالمت آمیز ، امضا کردند .

ماجرای دیگری که طرفداران حکومت کودتایی سقیفه به آن استناد می کنند ، ماجرای فتح مکه است . نکته این است که پیامبر هرگز با اهل مکه وارد درگیری نشدند بلکه پیامبر با آنان یک قرارداد امضا کرده بودند و با آنان در صلح بودند اما این صلح تا وقتی ادامه داشت که کسی از طرفین پیمان شکنی نکند . اما از انجایی که اهل مکه پیمان شکنی کردند پیامبر با آنان وارد جنگ شدند و نکته جالب اینجاست که پیامبر در فتح مکه اجازه خونریزی نداند و حتی گفتند که هر کس به فلانجا و فلانجا و پس پناه ببرد در امان است و این امان دادن خود  نشانه صلح دوستی است و تکته جالب دیگر اینکه اهل مکه هم در هنگام فتح مکه همگی مسلمان نشدند بلکه فقط عده ای مسلمان شدند و این هم خود نشانه دیگری است بر اینکه پیامبر به قصد مسلمان شدن آنان با آنان وارد جنگ نشده بودند . یعنی اسلام دین شمشیر نیست و کسی حق ندارد با شمشیر دیگران را مسلمان کند .

حال نکته این است که در حالی که پیامبر هیچ گاه برای فتوحات نجنگیده اند پس چرا خلیفه ای که خود را جانشین پیامبر می خواند به خود اجازه چنین کاری می دهد ؟ ایا این نشان دهنده مخالفت خلیفه با پیامبر نیست؟

بله این نشان دهنده این است که آنان فقط نام سنت پیامبر را یدک می کشند و بویی از سیره و سنت آن حضرت نبرده اند .

به همین خاطر است که عبدالرحمن بن عوف وقتی که می خواست بعد از عمر خلافت را به حضرت علی بدهد به آن حضرت گفت به شرطی با تو بیعت می کنم که به کتاب خدا و سنت پیامبر و سیره خلیفه اول و دوم عمل کنی  !!

گویا در آن زمان همگی به خوبی می دانستند که سنت پیامبر و سیره ابوبکر و عمر کاملا متفاوت است وگرنه نیاز به ذکر سیره آنان پس از ذکر سیره پیامبر نبود !!!!!!!!!!

به نظر شما این چنین نیست ؟

+ نوشته شده در سه شنبه 22 بهمن1387ساعت توسط ایرانی مسلمان |